چهارشنبه 15 اسفند ماه سال 1386
خداحافظ انکه همیشه برایم غریب بودی
چند روز دیگه تولد یک سالگی این وبلاگه ولی این وبلاگ به یک سالگی نمی رسه . راستش من می خواستم از خودم بگم از فکرام ولی هر وقت اومدم بنویسم نشدکه از فکرم بگم .یه ترس همیشه با هام بود واسه همین تصمیم گرفتم که ببندمش و بگم خداحافظ واسه همیشه. امروز روز خداحافظی بود روز خداحافظی با همه اونایی که موجودیتم رو به مسخره گرفتند. روز خداحافظی با همه اونایی که به فکرام خندیدند و باورم نکردند. امروز تصمیم گرفتم که از جاده فرعی به اصلی برگردم شاید که بهش برسم با این تفاوت که اینبار آروم و بی صدا ولی مقاوم.



