و آن زمان که خود را شناختی به حقیقت او دست خواهی یافت و من هنوز در ابتدای راه مانده ام.

خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 21 آذر ماه سال 1386
کاشان

سلام سلام صدتا سلام

نمی دونید چقدر دلم برای اینجا تنگ شده بود. امروز رفتم پیش این آقای مهندس و کلی سخنرانی کردم که من دیگه نمیام اینجا اگه حقوقم رو زیاد نمی کنید برم که ایشونم گفت در توانم نیست و منم با وجودیکه اونجا رو دوست داشتم بی خیال شدم و راهی کاشان شدم. با مهناز اومدیم و حالا هم اینجا در خدمت دوستان هستیم. با دیدن ملیحه و مریم و زهرا و مریم و دوستای ۸۳ یاد اون دوران اوفتادم. شرمنده یکم هم غیبت سمیرا جان و برخی از دوستانی که من بهشون یه دستی زدم و مچشون رو گرفتم کردیم.

دلم برای فائزه و سمیرا و سیما و امینه تنگیده .اگه دوست دارید یه سری به بروبچ قدیم بزنید.

چند روز پیش یکی اومد ثبت نام که قیافش کپ آقای منتظری بود و رفتارش هم عین یکی از این بازیگرا(عمو اکبر)خلاصه که کلی با دیدن اون یاد کاشان افتادم و اومدم اینجا.حیف که کاشان یاد من نمی افته وبیاد تهران.

پی نوشت: امروز روز سومی که کاشان هستم و همچنان بهم داره خوش می گذره . دلم نمی خواد برم خونه ولی تو تهران همه می گن که برگرد . معلوم نیست چه آشی برام پختند که میگن بیام . الان با نرگس حرف می زدم می گفت که برگردم سر کار . راستش من نرگس رو خیلی دوست دارم ولی باید مهندس با حقوق درخواستیم کنار بیاد.آقای کاویان فر هم می گفت که با گلاب برگردم سر کار و براشون حلوا درست کنم . خلاصه که همه دلشون می خواد برم تهران ولی من تازه داره بهم خوش می گذره.