و آن زمان که خود را شناختی به حقیقت او دست خواهی یافت و من هنوز در ابتدای راه مانده ام.

خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 30 آبان ماه سال 1386
از همه جا

سلام

خیلی وقته که اومدنم به اینجا بی حوصله و سریع . فقط تو هفته یه بار وقت می کنم بیام تو نت.

کارای پروژه مونده و خیلی چیزهای دیگه.دیروز سر کار که بودم تلفن زنگ زد و چون همکارم نبود من گوشی رو جواب دادم. یه آقای  اصفهانی بود که می خواست اطلاعاتی در مورد آموزشگاهمون بهش بدم . نمی دونید بعد این که گوشی رو گذاشتم چقدر احساس دلتنگی کردم. چقدر دلم برای بچه ها تنگ شده بود و خودم حواسم نبود.  دیشب از سر کار که اومدم محبتم گل کرد و گفتم به دوستان زنگ بزنم . به الهام زنگیدم و الهام کلی ذوقده شد . البته من بیشتر چون لهجه اصفهانی اش رو هنوز حفظ کرده بود. بعدم به مریم زنگ زدم که یه خانمی گفت که ارتباط موقتاْ ممکن نیست. بعدم به مهناز زنگ زدم که اونم نشد باهاش ار تباط برقرار کنم . ولی خودش نیمساعت بعد زنگ زد و کلی خوشحالم کرد. حالا پنج شنبه دیگه می خوام برم خونه الهام . کی با من میاد بریم؟

اگه بتونم مرخصی بگیرم می خوام بیام کاشان . دلم واسه همه یه ذره شده.

مریم خانم ما خیلی مخلصیم.

پنجشنبه 24 آبان ماه سال 1386
عذرخواهی

سلام

من اومدم بگم که خیلی شرمنده ام.دلم برای همه بچه ها یه ذره شده .ولی فعلاْ حسابی درگیرم .درگیر پروژه نه اشتباه نشه.توی اموزشگاه دارم تدریس می کنم .تدریس کامپیوتر نه اشتباه نشه تدریس الکترونیک . اونم چه چیزایی . واسه همین شب هم که میام خونه فقط وقت می کنم الکترونیک بخونم.تازه فکر کن چه شاگردایی دارم جمع و تفریق ساده هم بلاد نیستند من مجبورم مدار یکسو کننده نیم موج  و تمام موج رو واسشون بگم.

به میلاتون هم جواب می دم . همین فردا

دوستون دارم و شما ببخشید دیگه.............