و آن زمان که خود را شناختی به حقیقت او دست خواهی یافت و من هنوز در ابتدای راه مانده ام.

خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 29 مهر ماه سال 1386
دیدار دوست

امروز بعد مدتها به دیدن یه دوست رفتم. هیچ تغییری نکرده بود .مثل همون موقع ها مهربون و شیطون. باورش نمی شد که سر زده برم دیدنش. اول با هم رفتیم زیارت و بعدشم تو بازار شاه عبدالعظیم یه چرخی زدیم و بعدم یه کافی شاپ و حیف که مجبور بودیم زود برگردیم و گرنه به اندازه مدت دوستیمون حرف داشتم که بزنم .

این روزا مدام تو گوشم یه آهنگ که هیچ معنایی نداره باید آهنگ موبایلم رو عوض کنم.

دلم برای بچه های دانشگاه تنگ شده . ملیحه و امینه و فائزه و مریم . این چند تا اسم همش تو خونه ما ورد زبونمه.

چند روز که می خوام برم دیدن الهام ولی هنوز وقت نکردم.الهام جون منو ببخش اگه نشده که بیام.

سه شنبه 24 مهر ماه سال 1386
دانشگاه

سلام

من از دیروز اومدم کاشان و اصلاْ دلم نمی خواد برگردم خونه. با اینکه دیگه بچه ها تو دانشگاه نیستند ولی هنوز هم خاطرات شون تو گوشه گوشه دانشگاه وجود داره. حالا که فکر می کنم می بینم که بچه های کامپیوتر ۸۲ تو شلوغ بازی رو دست نداشتند .اخه الان دانشگاه یه جورایی سوت و کور.

پنجشنبه 19 مهر ماه سال 1386
الیاس کیه؟

چند روز وقتی داشتم فیلم اغماء رو می دیدم نا خوداگاه گریه ام گرفت و به این فکر افتادم شیطون چه جوری میاد سراغ من؟چه جوری گولم می زنه ؟اون که آدم خوبی بود شیطون به صورت یه روح پاک اومده سراغش و حسابی داره فریبش میده. بعد که خوب فکر کردم پیداش کردم. یه جورایی حسابی غافلگیر شده بودم. فکر نمی کردم برای همبازی بودن و همراه بودن با اون واسه ینکه تنهاش نزارم خودم رو اسیرش کرده بودم . ولی خوبیش این بود که فرشته ام نمی ذاشت زیاد جلو برم . هر وقت که لازم بود پیداش می شد و یه نیشگون ازم می گرفت تا یاد م بیفته که کی بودم و کی شدم.

خوب فکر می کنید شیطون چه جوری میاد سراغ شما ،شایدم اصلاً نیاد .خدا کنه که نیاد چون رهایی از چنگالاش خیلی سخته.

   1      2    >>