و آن زمان که خود را شناختی به حقیقت او دست خواهی یافت و من هنوز در ابتدای راه مانده ام.

آموزش جامع 30 زبان خارجی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 24 تیر ماه سال 1386
اینجا کاشان است.

اینجا کاشان است.

یه سری پشه بی رحم داره که امینه می گه منتقل کننده بیماری ان.دیشب تا صبح مراسم پشه کشون داشتیم.(نه داشتم)بقیه خواب بودند .(من الان خوابم می اد خیلی هم خوایم می اد)

بالاخره این لهجه ما هم تغییر کرد و تو شهر کاشون یخده اصفهونی شدیم.(چه جوریش بماند)

فردا تحویل پروژه شبیه سازی داریم البته امتحانم داریم ولی من هیچی نخوندم نشستم سر پروژه و هی بررسیش می کنم ولی این کلاک هر کاری می کنم بیش تر از 80 نمیشه نمی دونم کجا تو حلقه افتاده که بیرونم نمی اد.

اینم از اولین پروژه ای که من تکی دارم می نویسم. یحتمل کاغذام رو که به استاد نشون بدم دلش می سوزه و یه 2 نمره ای جهت پاس شدنم بهم میده. خدایا یعنی میشه.

دلم واسه خونه تنگ شده ولی اگه برم خونه این اخرین روزای باهم بودن رو از دست می دم.

من برم سر پروژه

هنوز پروژه ام درست نشده جخت تازه خراب ترم شده .

 

چهارشنبه 20 تیر ماه سال 1386
خدا

فقط پذیرش وجود خداوند کافی نیست .

 در چنین مواقعی شما باید به چنین بی نهایتی و چنین توانایی ای ایمان داشته باشید . منظورم اینه که خداوند برای هر کس همون قدر وجود داره که او به خداوند ایمان داره . این یک رابطه دو طرفه است . خداوند بعضی ها نمی تونه حتی یه شغل ساده  برای مومنش دست و پا کنه یا زکام ساده ای رو بهبود بده چون مومن به چنین خداوندی توقعش از خداوندش از این مقدار بیشتر نیست . خداوند اون شبانی که با موسی (ع) مجادله می کرد البته با خداوند موسی(ع)و ابراهیم (ع) همسنگ نیست . و خداوند ابراهیمی که از شدت ایمان در آتش می ره یا تیغ بر گلوی فرزندش می کشد البته از خداوند اون شبان بزرگ تر و قوی تره . اما حتی چنین خداوندی هم در برابر خداوند علی (ع) به طرز غریبی کوچیکه . اگه ابراهیم برای تکمیل ایمانش محتاج معجزه ی بازسازی قیامت بر روی زمین بود یا موسی محتاج تجلی خداوند بر طور ، علی (ع) لحظه ای در توانایی و اقتدار خداوندش تردید نکرد و همواره می گفت که اگر پرده ها بر چیده شوند ذره ای بر ایمان او افزوده نخواهد شد . خداوند علی بی شک بزرگ ترین خداوندی است که می تونه وجودداشته باشه. ما اگه بتونیم تنها به گوشه ای از دامن علی (ع) چنگ بیندازیم رستگارشده ایم . اما برای کسی که ایمان نداره متاسفانه خداوندی هم وجود نداره

دوشنبه 18 تیر ماه سال 1386
پیله
روزی سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد . شخصی نشست و ساعتها تقلای پروانه برای بیرون آمدن از سوراخ کوچک پیله راتماشا کرد. ناگهان تقلای پروانه متوقف شدو به نظر رسید که خسته شده و دیگر نمی تواند به تلاشش ادامه دهد. آن شخص مصمم شد به پروانه کمک کندو با برش قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد. پروانه به راحتی از پیله خارج شد اما جثه اش ضعیف و بالهایش چروکیده بودند. آن شخص به تماشای پروانه ادامه داد . او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحکم شود واز جثه او محافظت کند اما چنین نشد . در واقع پروانه ناچار شد همه عمر را روی زمین بخزد . و هرگز نتوانست با بالهایش پرواز کند . آن شخص مهربان نفهمید که محدودیت پیله و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریز آن را خدا برای پروانه قرار داده بود تا به آن وسیله مایعی از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پیله به او امکان پرواز دهد . گاهی اوقات در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم. اگر خداوند مقرر میکرد بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم فلج میشدیم - به اندازه کافی قوی نمیشدیم و هر گز نمی توانستیم پرواز کنیم
   1      2      3    >>