اینجا کاشان است.
یه سری پشه بی رحم داره که امینه می گه منتقل کننده بیماری ان.دیشب تا صبح مراسم پشه کشون داشتیم.(نه داشتم)بقیه خواب بودند .(من الان خوابم می اد خیلی هم خوایم می اد)
بالاخره این لهجه ما هم تغییر کرد و تو شهر کاشون یخده اصفهونی شدیم.(چه جوریش بماند)
فردا تحویل پروژه شبیه سازی داریم البته امتحانم داریم ولی من هیچی نخوندم نشستم سر پروژه و هی بررسیش می کنم ولی این کلاک هر کاری می کنم بیش تر از 80 نمیشه نمی دونم کجا تو حلقه افتاده که بیرونم نمی اد.
اینم از اولین پروژه ای که من تکی دارم می نویسم. یحتمل کاغذام رو که به استاد نشون بدم دلش می سوزه و یه 2 نمره ای جهت پاس شدنم بهم میده. خدایا یعنی میشه.
دلم واسه خونه تنگ شده ولی اگه برم خونه این اخرین روزای باهم بودن رو از دست می دم.
من برم سر پروژه
هنوز پروژه ام درست نشده جخت تازه خراب ترم شده .



