می خوام مثل پرنده ها رهاشم ولی چی کار کنم که بال و پرم شکسته
می خوام مثل یه پر سبک شم ولی چی کار کنم که بارون دنیا خیسم کرده
می خوام مثل اب جاری شم ولی چیکار کنم که پشت یه سد محکم اسیر شدم.
می خوام خود خود شم مثل روزی که پا به این زمین گذاشتم.
![]() |
![]() |
![]() |
می خوام مثل پرنده ها رهاشم ولی چی کار کنم که بال و پرم شکسته
می خوام مثل یه پر سبک شم ولی چی کار کنم که بارون دنیا خیسم کرده
می خوام مثل اب جاری شم ولی چیکار کنم که پشت یه سد محکم اسیر شدم.
می خوام خود خود شم مثل روزی که پا به این زمین گذاشتم.
بالاخره امتحان مهندسی اینترنت رو هم دادم و از شرش خلاص شدم. فکر نمی کردم اینجوری باشه . یه روز که بیشتر وقت نداشتم تازه بعداظهرهم با یکی حرفم شده بود اصلاً هیچی تو مخم نمی رفت اخرشب رفتم باهاش اشتی کردم باخیال راحت گرفتم خوابیدم تا ۴ صبح . اون موقع دیگه همه مطالب رو خیلی راحت یادگرفتم.نتیجه این که قبل امتحان با کسی دعوا نکنید.
دیروز با امینه و مریم رفتیم شهر و کلی واسه خودمون گشتیم و کلی خرید کردیم. خیلی خوش گذشت. خیلی وقت بود اینجوری نرفته بودیم بیرون. بعدم که دیر اومدیم و اسممون رو نوشتند که ما اصلاً ناراحت نشدیم. ما که ترم اخریم.
حالا هم که نشستم دارم گزارش کار از معماری ام رو می نویسم .
دیروز جاتون خالی حسابی با دختر خاله و خاله و مامان و این ابجی کوچیکه اب بازی کردیم ولی نمی دونم یهو چرا تک تک مردای فامیل اومدن یه تذکری به ما دادن . ما هم که اصلاْ محل ندادیم دوباره شروع کردیم به شیطنت و بازی. بعد که رفتیم بالا دیدیم همه ناراحت و عصبی اند. یکم که گذشت شروع کردن به تعریف اینکه یه بیچاره ای وقتی ما داشتیم بازی می کردیم خودش رو از بالای دیوار تو اب پرت کرده و بعدم تموم.یکهو کپ کردم . باورم نمی شد همچین اتفاقی افتاده باشه .فکر می کردم شوخی می کنن .اما کاملاْ جدی بود. همیشه تو این جور مواقع می زدم زیر گریه ولی اونقدر شوکه شده بودم که نمی تونستم هیچ عکس العملی نشون بدم.
یکی دیگه از مراسم های جشن خداحافظی که بابا ترتیب داده بود تموم شد. هرچند اخرش وحشتناک بود ولی از به یاد موندنی ترین خاطرات من بود و من خیلی دوسش داشتم.
الان کاشانم و اومدم از معماری ام رو تحویل بدم. تو کل دوستان و نزدیکان فقط یه نفر به من میگه درس بخون .اونم چون دانشجوی کامپیوتر بوده و می دونه که سخته. بقیه که فکر می کنن من خیلی درس می خونم و باید یکم استراحت کنم.حالا اگه بفهمه اینچا نشستم و دارم وبلاگم رو به روز می کنم گوشم رو می کشه.
دیگه من رفتم که درس بخونم.به قول یکی از دوستان خداحافظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظ